دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386
معمای موسیقی سنتی!
یک روز در منزل یکی از بستگانم مهمان بودم.خانمی در آنجا بود به غایت سانتی مانتال که در باب سفر اخیرش به شیراز داد سخن می داد واز شگفتیهای شیراز می گفت تا اینکه به اینجا رسید که گفت در رستورانی اعلام کرده بودند:پخش موسیقی زنده!
وقتی به داخل رستوران رفتیم دیدیم که واه واه واه!موسیقی سنتیه و سازهای ویلن وتنبک ویک نفر هم دارد آواز می خواندو چهچه (البته منظورش تحریربود)می زند!بدمان آمد واز آنجا بیرون آمدیم!وقتی داشت این قضیه را تعریف می کرد چنان سگرمه هایش را درهم فرو برده بود که گویا از چیز چندش آِوری حرف می زند.حالا من نمی دانم این بانوی محترم اصلا شیراز رفته بود چکار؟واصلا چیزی از حافظیه و تخت جمشید ونقش رستم و الخ سر در می آورد یا نه؟اینها که هیچکدام با مظاهر مدرنیته و موسیقی پاپ و میزامپلی وغیره مطابقت ندارد!منکر این نیستم که گوش برخی از افراد با موسیقی سنتی عجین نیست وممکن است همین افراد انسانهای عمیقی هم باشند ودلیلی ندارد همه به یک نوع موسیقی گوش بدهند.ولیکن این همه اظهار اشمئزاز وبیزاری از موسیقی سنتی نمی تواند شامل اینگونه افراد شود.بی اختیار به یاد سخن پرمعنای نیچه افتادم که:هنر عظیم ومتعالی برای همه نیست!
واما یک مطلب دیگر هم برایم بسیار جالب است وآن هم اینکه افرادی را دیده ام که در همه عمرشان حتی یک دقیقه به موسیقی سنتی گوش نکرده اند وحتی نام سازها را به درستی نمی دانند وهیچ علاقه ای هم ندارند که گوش کنند یا بدانند. آنوقت می روند و مثلا در کلاس آموزش تار یا سه تار یاتنبک یا یک ساز سنتی دیگر شرکت می کنند.این هم عجیب معمایی است برای من!
پیوست ۱:این شعر سعدی را بسیار دوست دارم:
دانی چه گفت مرا آن بلبل سحری؟
تو خود چه آدمیی کز عشق بیخبری!
اشتر به شعر عرب در حالت است وطرب
گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانوری!
پیوست ۲:شهرام ناظری در لوس آنجلس با پسرش حافظ همصدا شد.بخوانید



