تبليغاتX
باستاره ها - دو رباعی از مولانا وپسرش سلطان ولد!

دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386

دو رباعی از مولانا وپسرش سلطان ولد!

مولانا :

گفتم چشمم گفت که جیحون کنمش

گفتم که دلم گفت که پرخون کنمش

گفتم که تنم گفت که بعد از دو سه روز

رسوا کنم وزشهر بیرون کنمش

و سلطان ولد پسر مولانا :

گفتم دو اناربربری گفت برم

گفتم صنما صنوبری گفت برم

هرجاکه روی مرابری؟گفت برم

گفتم چه نهی توبربرم؟گفت برم

نوشته شده توسط فرهاد در |  لینک ثابت   •