تبليغاتX
باستاره ها - کارون

جمعه نوزدهم مرداد 1386

کارون

به عقیده من یکی از زیباترین عاشقانه های فارسی شعر کارون از فریدون توللی است.تضمین های مناسب وی از بابا طاهر شیوایی وجذابیت شعر را دوچندان کرده است.تصویرسازی زیبای این شعر چنان قوی است که انگار جوان قایق کارون و زن را در مقابل چشم خود می بینیم.

کارون

بلم ، آرام چون قویی سبکبار
 به نرمی بر سر ِ کارون همی رفت
 به نخلستان ِ ساحل ، قرص ِ خورشید
 ز دامان ِ افق بیرون همی رفت
شفق ، بازیکنان در جنبش ِ آب
 شکوه ِ دیگر و راز ِ دگر داشت
به دشتی بر شقایق ، باد ِ سر مست
 تو پنداری که پاورچین گذر داشت
جوان ، پاروزنان بر سینه ی موج
بلم می راند و جانش در بلم بود
 صدا سر داده غمگین ، در ره ِ باد
 گرفتار دل ِ و بیمار ِ غم بود
 " دو زلفونت بود تار ِ ربابم
چه می خوای ازین حال ِ خرابم
تو که با ما سر ِ یاری نداری
 چرا هر نیمه شو آیی بخوابم "
درون ِ قایق از باد ِ شبانگاه
 دو زلفی نرم نرمک تاب می خورد
 زنی خم گشته از قایق بر امواج
سر انگشتش به چین ِ آب می خورد
 صدا ، چون بوی ِ گل در جنبش ِ باد
 به آرامی به هر سو پخش می گشت
 جوان می خواند و سرشار از غمی گرم
پی دستی نوازش بخش می گشت :
" تو که نوشُم نئی نیشُم چرایی
 تو که یارم نئی پیشُم چرایی
تو که مرهم نئی زخم ِ دلم را
 نمک پاش ِ دل ِ ریشم چرائی "
خموشی بود و زن در پرتو ِ شام
 رخی چون رنگ ِ شب نیلوفری داشت
 ز آزار ِ جوان دلشاد و خرسند
 سری با او ، دلی با دیگری داشت
ز دیگر سوی ِ کارون زورقی خُرد
سبک ، بر موج لغزان ِ پیش می راند
 چراغی ، کور سو می زد به نیزار
صدایی سوزناک از دور می خواند
نسیمی این پیام آورد و بگذشت :
" چه خوش بی مهربونی از دو سربی "
جوان نالید زیر ِ لب به افسوس :
" که یک سر مهربونی درد ِ سر بی "

پیوست:انتقادشدید روزنامه جمهوری اسلامی از اجرای قطعات سرپاس مختارجنایتکار عصر رضاخان در تالار وحدت وحمله شدید این روزنامه به داریوش پیرنیاکان :بخوانید.

مقاله قبلی من در مورد سرپاس مختار تحت عنوان سرپاس مختارهای درون ما را می توانید در اینجا بخوانید.

نوشته شده توسط فرهاد در |  لینک ثابت   •