تبليغاتX
باستاره ها - سرپاس مختارهای درون ما!!!

سه شنبه هفتم فروردین 1386

سرپاس مختارهای درون ما!!!

این بار حکایتی غریب دارم.حکایتی که در طی سالیان دراز گهگاه بدان اندیشیده ام وهنوزپی به رازآن نبرده ام.باشد که شما بتوانید گره از کار فرو بسته ما بگشائید.

درسالهای 1335 تا1357 شنوندگان رادیو تهران هنگام پخش برنامه گلها به ناگاه این جمله را می شنیدند:آهنگ از رکن الدین مختار!

این نام برای بسیاری از مردم نامی آشنا بود.درکنار بزرگان موسیقی ایران نظیر کلنل وزیری وروح اله خالقی و مرتضی محجوبی ودیگران.اما برخی ازافراد که قربانی ظلمها وتبعیض های دوران ستمشاهی درزمان رضاشاه شده بودند باشنیدن این نام به فکر فرو می رفتند.برای آنها جای تردید بود که آیا این مختار همان سرپاس مختار رئیس سفاک شکنجه گر وبیرحم شهربانی دوران سلطنت رضا شاه است یا این صرفا یک شباهت اسمی است؟!اما واقعیت همین بود.مختار ویولونیست وآهنگساز که نغمات دلنشینی را ساخته بود ودربرخی از جشنهای مشروطیت آهنگهای عارف قزوینی را با ویلون اجرا می کرد همان سرپاس مختار عامل اختناق اعدام وشکنجه عده بیشماری از آزادیخواهان وانسانهای بیگناه بود.مردی بادوشخصیت متفاوت!ارج وقربی که وی نزد رضاشاه داشت به او امکان اعمال هر گونه فشار وظلمی را به زیردستانش فراهم می نمود.وی حتی به زندانیانی که دوره حبسشان سپری شده بود اجازه ترخیص اززندان رانمی داد.سانسور شدید نامه ها وبازبینی همه نامه های خصوصی مردم تلاش درجهت تاییداحکام اعدام آزادیخواهان از اقدامات وی بوده است.مدیر مدرسه ارامنه تهران صرفا به دلیل نوشتن نامه به شاه به دستور وی چهارسال دربازداشت نگاه داشته می شود.ارسال عکسی از واقعه غدیر خم در ایام نوروز توسط یکی از کارمندان بخت برگشته اداره راه به مختار وی را بر می آشوبد وآن کارمند به مدت 4 ماه در بازداشت نگاه داشته می شود.به قولی او را عامل مستقیم قتل فرخی یزدی ومدرس وبسیاری دیگرازآزادیخواهان می دانند.اقداماتی ازاین دست توسط وی بسیار بوده است که برای اطلاع بیشتر می توانید به کتاب پلیس سیاسی اثر خسرو معتضد مراجعه نمائید.مختار پس از شهریور 1320 به زندان می افتد ودر زندان نیز نوای ویلون سحرآمیز خود را به گوش دیگران می رساند!شخصیتی متفاوت باآنچه بوده است!نویسنده ای در مورد اشخاص شبیه مختاری می گوید:

به عقیده من این اشخاص تقصیری ندارند و اگر گناهی متوجه آن ها می شد ناچیز است
.
اینها محصول اوضاع و احوالی هستند که مجموعا دوره سیاه نامیده می شود.

وی از سال 1332 به بعد به همکاری بابرنامه گلها دررادیو می پردازد ودر سال 1350 می میرد.خسرو معتضد مورخ برجسته روزگار ما نقل می کند که در سال 1349 وی را در میدان ارک تهران دیده که با قامتی خمیده به اداره رادیو می رفته تادر مورد آهنگهایش مذاکره نماید.ازآن جلال وجبروت دوران ریاست وی هیچ نمانده بوده است.در حدود 5 سال قبل سریالی از شبکه اول سیما پخش شد تحت عنوان محاکمه!در این سریال به بسیاری از جنایات مختار بالعینه اشاره گردید.واما درسال گذشته در برنامه آوای ایرانی که از شبکه 4 سیما پخش می شود داریوش پیرنیاکان به بحث در مورد شیوه نوازندگی مختار پرداخت واز وی بسیار تمجید نمودوجالب آنکه صرفااشاره نمود که مختار شغل دولتی داشته است!فردای آن روز پیرنیاکان مورد اعتراض شدید برخی از مطبوعات واقع گردید!شاید به نوعی بتوان مختار را باپاگانینی ویولونیست چیره دست ایتالیائی ونابغه موسیقی جهان مقایسه کرد که می گویند اونیز مردی بسیار پول پرست وشهوتران بوده است.جمله ای است مشهور که:اگر پول دردنیارواج نداشت پاگانینی هرگز ویولن نمی نواخت!

واما نتیجه!بسیاری از ما مردم درروابط روزمره زندگی خودچنان مراتب ادب و نزاکت واتیکت رارعایت می کنیم که زبانزد خاص وعام می شویم.یعنی در مواجهه با افرادی که مارا می شناسند واز هویت ماآگاهند تلاش می کنیم خود راانسانهایی قابل اعتماد و بسیار خوش برخوردوحتی عاطفی نشان دهیم.حال خدا آن روزرانیاورد که در موقعیتی قرار بگیریم که شناخته شده نیستیم.مثلا پشت فرمان اتومبیل!انگار که ماسکی برروی چهره مازده می شود!از فحش وبد وبیراه گرفته تا چیز های دیگر نثار یکدیگر می کنیم.می گویید نه؟یکبار بااتومبیل در شهر بگردید تا رفتارهای رانندگان عصبانی راببینید!در حالیکه همین رانندگان در محل کارشان ویا درارتباط بادوستان خود بسیار باادب وبا نزاکت هستند وچنان تعارفاتی می کنند که بیا وببین!نه!شما بفرمایید.اصلا امکان ندارد!چاکرم.مخلصم.دستتان را می بوسم والخ!

آیا برخی از ما در شرایطی از زندگی خود همانند سرپاس مختارها وپاگانینی ها دارای دو شخصیت ویا حتی چند شخصیت نمی شویم؟شایددردرون ما نیز سرپاس مختاری نهفته است که گاهی بیدار می شود ونعره بر می آورد!آنجا که منافعمان به مخاطره می افتد برروی همه دوستی ها ومحبتها خط بطلان می کشد.چگونه می توانیم این حس رادرخودتقویت نمائیم که همه انسانهای غریبه هم می توانند همان کسانی باشند که می شناسیم وبه آنها وشرافت انسانی آنهااحترام می گذاریم؟!سرپاس مختاردرون ما چه زمانهایی بیدارمی شود؟

لطفا شما بگوئید!

پیوست1:درکمال مسرت با خبرشدم که سرکارخانم دکتر کتایون ربیعی نیز به جمع وبلاگ نویسان پیوسته اند.زحمات ایشان درزمینه اجرای برنامه قلب سالم برکسی پوشیده نیست.مقدم ایشان را به وبلاگستان گرامی می دارم وامیدوارم مطالب جدیدی رادرزمینه مسائل پزشکی از ایشان بیاموزیم.وبلاگ ایشان اینجاست:یادداشتهای یک پزشک

پیوست 2:استاد حسین علیزاده سازی جدید بنام شورانگیز طراحی نموده است.بخوانید.

استادحسین علیزاده

 

نوشته شده توسط فرهاد در |  لینک ثابت   •